درباره ...
|
|
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
مرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
جستجو گر
طراح قالب
( )
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه اماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه اغاز شود.......
السلام علیک یا ابا عبدلله.......
+
نوشته شده توسط
حمیرا بنایی فر در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت
23:43
نسیم بهشت ( )
سلام...
درباره ی تابلوی نسیم بهشت چیزی شنیده اید؟ این تابلو کاریست از بچه های فعال و پر انرژی پیش دانشگاهی...![]()
بهتر بگم،نذر بچه های پیش هست. خب نذر که همیشه غذا و گوسفند و پول و قند و چای نیست! این یک طرح جدیده که به همت چند تا از بچه های خوب پیش ( یعنی ما ها...!) درست شده و کارش اگاه کردن بقیه بچه ها درباره ی موضوعاتیست که شاید کمتر بهش توجه می کنند. مثلا همین ایام که داریم به ماه محرم نزدیک میشیم ، مطالب جالب و تازه ای رو میتونید مشاهده کنید!
اینم یک رقیب برای بچه های قاصدکی که اینقدر به تابلو های قاصدکشون ننازند!![]()
+
نوشته شده توسط
حمیرا بنایی فر در
سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت
11:50
بیست و نهم آذز هشتاد و شش ( گزارش نامه ی هفتگی )
مي دانيد آدم سه ساعت در راه باشد يعني چه؟ بله! من نمي دانم تهران چگونه است که اين جايش برف است و آنجايش آفتابي است. من که از خانه زدم بيرون، مثل آدم برفي، سفيد سفيد بودم. و اتوبوس هم دلش براي سرسره بازي تنگ شده بود که کل راه را زيگزاگ بر جاده لغزيد. اين شد که ساعت هفت حرکت ما کشيد به ساعت ده رسيدنمان. وگرنه با آن همه کار، زودتر ها بايد مي رسیدم.
يک خبر هيجان انگيز بهتان بدهم که يک نشريه اي در طول هقته ي آينده ، قرار است به دستتان برسد که خيلي هم خداست! حالا ببينيد. البت بعضي هاتان که گروهتان تشکيل نشده بود، يک دنيا کمک کرديد و منگنه ي آن همه کاغذ را زديد و من کلي شرمندتان شدم. و شماها مي دانيد آن راز نشريه چيست. اما بقيه تان حتما منتظر يک سورپريز باشيد. اين سه ساعت معطلي نگذاشت همان پنج شنبه بهتان بدهم. هرچه زودتر به دستتان مي رسد.ببينيد.
بيبينم! من چند بار بگويم که اگر گروهتان تشکيل نشده است برويد در گروه هاي ديگر؟ هان؟ من چند بار گفتم اگر نرويد غيبت مي خوريد و حالا باقالي و خر و اين حرف ها را چه بايد بکنيم؟ و من تعجبم مي گيرد که هنوز هم نمي دانيد اين چيزها را! و ديگر نمي دانم چه بايد بگويم بهتان. هیچ! جز سکوت.
+
نوشته شده توسط
زهرا مینائی در
شنبه یکم دی 1386 ساعت
0:13
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by ghasedakefarhang |
