تبليغاتX
قاصدک


قاصدک

ابتکاری نوین در نظام آموزشی کشور: "طرح علمی پژوهشی قاصدک"



۱ـ نهال احمد خان بیگی

۲ـ نیلوفر اشتری

۳ـ عطیه انصاری

۴ـ سعیده سادات باقری

۵ـ خدیجه بیات

۶ـمینا ثباتی

۷ـ مریم حیدری

۸ـ طاهره ذاکر

۹ـ مهسا رحمانیان

۱۰ـ مرجان رحیمی

۱۱ـ مهشید شفیعی

۱۲ـ الهه طاهر کوهستانی

۱۳ـ شکیبا غیاثی

۱۴ـ مهرنوش فتاحی

۱۵ـ مهسا قره خانی

۱۶ـ مرجان قنبری

۱۷ـ ریحانه کلهر

۱۸ـپریسا محمد خانی

۱۹ـ بهاره مقیمی

۲۰ـ مهسا مکی

۲۱ـ مریم نگهبان

۲۲ـ مریم سادات نوابی

۲۳ـ صدیقه ولد خانی

۲۴ـ حدیث یاهو

۲۵ـ زهرا یاوند طاهری

۲۶ـ اذین کریمایی

 

بی نهایت تبریک.....................!

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 21:36 توسط حمیرا بنایی فر| |

يحتمل اين آخرين پستي است که امسال براي شما مي گذارم. اين وبلاگ در دوم بهمن هزار و سيصد و هشتاد و چهار متولد شد. فراز و نشيب هايي هم طي کرد و امروز حدودا دو سال از آن مي گذرد. اين وبلاگ اساسا براي شماها ايجاد شده بود. اين وبلاگ يک پل بود ميان ما و شما و الیته هنوز هم هست.

چند هفته ي ديگر باز هم همديگر را مي بينيم اما آن موقع که ببينيم همه مان يک سال بزرگتر شده ايم و شايد هم متفاوت تر.

ان شا الله شنبه يک بهاريه ي خوشکل به دستتان مي رسد. بهترين بهاريه! ما بدون امکانات ساختيمش. و با دست خط هاي نه چندان تعريفي مان و با شکلک ها. يک بهاريه ي شلوغ و پلوغ! منتظرش باشيد.

پي نوشت: چون چهار تا از اساتيدتان نيامده بودند ما دو کارگاه برايتان تدارک ديده بوديم. يکي کارگاه آگاهي سياسي بود و يکي کارگاه خواندن و نوشتن. اما همه تان، بر سر توپ زدن و بازي و تفريح و دور هم حرف زدن ( گيرم حرف هاي خاله زنک و غير خاله زنک) را به کارگاه ها ترجيح داديد. خيلي از همه تان تعجب کردم. انتظارش را نداشتم قاصدک را مثل زنگ الافي بدانيد و با نداشتن معلم بخواهيد الافي تان را عيني کنيد. نمي دانم. کاش کمی به کارتان فکر کنيد.

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:32 توسط زهرا مینائی| |

ما که از رو نمي رويم. هرچقدر هم هيچ کس نيايد و سري نزند، باز هم مي نويسيم.

اول اينکه يک تحولاتي را که در مدرسه اتفاق افتاده حتما ديده ايد. ما يک عضو جديد آورده ايم که ان شاالله بعدها بيشتر با او آشنا مي شويد. اين يک قلم بود از کارهايي که مي خواهد بکند. بنشينيد و بيبينيد بعد از این چه طور مدرسه را بترکانيم!

دوم اينکه بايد بگويم ميلاو زير چاپ است. فقط اگر ببينيد شايد جا بخوريد. راستش جلد، طراحي هم شده بود. اما چون مورد موافقت مسئولين مدرسه قرار نگرفت عوض شد. بدانيد اين جلد سليقه ي ما نبود. و ما به قولمان عمل کرديم اما خب ما هم گوش به فرمانيم.

سوم اينکه چقدر خوب مي شود اگر بيایيد و اينجا نظراتتان را در مورد بردها بگذاريد. ببينيم تعداد کامنت ها به ده تا مي رسد يا نه! من که چشمم آب نمي خورد.

چهارم اينکه اين هفته هاي آخر...

نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:43 توسط زهرا مینائی| |

این فرهنگ چه می کند....!!!!!

سلام به همه ی اونایی که مثل ما مشهد بودند و مشتی شدند و سلام به اونایی که نبودند! از ذوقم نمیدونم چی بگم فقط همین بس که هفته ی پیش ،فرهنگ ما رو طی یک عملیات انتحاری و بی سابقه به اردوی زیارتی مشهد برد...!!! اونم ۳ روز !!!! جای همگی خالی. ظهر اربعین، توی صحن ازادی نماز خوندیم و برای همتون کلی دعا کردیم. خیلی خیلی خوش گذشت. مخصوصا با تلاش های مسئولین که موقع رفتن یک سالن خالی (اونم اخرین واگن قطار) به ما داده شد و دیگه.....

اقای افشار مدیریت هتل ابریشم( )هم کمی تا قسمتی از دست ما به ستوه اومد و شب و نصفه شب به اتاق های ما زنگ می زد تا عامل نفوذی سر و صدا رو پیدا کنه.....اما حیف که ما از رو نمی رفتیم.

تازه فقط ما نبودیم که! بچه های سوم هم مستفیض شدند و یک هفته بعد از ازمون المپیاد ادبی به مشهد رفتند.... واقعا عجب اتفاقاتی....

                                 

 

امیدوارم به زودی قسمت همتون بشه. ادم واقعا احساس سبکی میکنه. به ما هم اولش گفتند وقتی رفتید زیارت با انرژی مضاعف بر میگردید.ما باور نکردیم. اما حالا باور کردیم!

 

خبر بعدی در مور برد های مدرسه است. نمیدونم اینها از ابتکارات ماجده است یا نه! اما اگه دقت کرده باشید طرح های خاصی روی هر برد زده شده که ادم رو به کار مشقت بار فکر کردن وادار میکنه! اما قسمت جالبش "هر چه میخواهد دل تنگت..." هست که ظرف ۳۰ دقیقه توسط بچه های پیش که دل پری داشتند تقریبا سیاه شد و بچه ها ارزوهایشان را طی مراحلی نوستالوژیک و دیدنی روی برد اوردند. نکته ی جالب توجه استقبال گرم و پر شور از دانشگاه شهید بهشتی بود که بچه ها ان را سرزمین ارزو ها نامیدند.....!!!

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 8:25 توسط حمیرا بنایی فر| |


Design By : Night Skin